سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

عشق یعنی ح ، سین ، یاء و نون

ای خلایق بنویسید به سنگ لحدم / من فقط عشق حسین ابن علی را بلدم // ننویسید که او نوکر بدبختی بود / بنویسید که او منتظر مهدی بود

بسم رب الحسین

اذن میگیرم از سیاه دیوار های عزا خانه ....

دیواری هایی از جنس بلور مظلومیت

عزا هم که عزای مادر حسین باشد

قسم هم که آمیخته با نام مرد مردستان باشد

اذن را میگیرم ...

اما شکسته ...

اذنم میدهد ....

دست به پهلو گرفته...

مشرّف شوم به درگاه عروج عاشقی .....                  یتیمانه میخوانَمَت ....

یتیمانه که میگویم،

تو بخوان بی کسی

تو بخوان هیچ کسی

تو بخوان یا حسین یا هیچکس

تو بخوان فقط خودت ...

انعکاس همان روزهایی ست

که هم پدر بود و هم مادر

اما نه پدر بود و نه مادر

بودند اما نبودند ....

همان ثانیه ها بود که سبز پوششان کردم

و حک کردم نام تو را

بر همه ی لحظات سبز عاشورایی

که عاشورا همیشه برایم سبز خواهد ماند...

تو بودی که با سلام من الله به آتشم کشیدی پُر از پرواز

بال پروازم را گشودی پُر از آتش

و این بار

تو عاشقانه خواندی مرا

خواندی ام که زنجیر کنم ناگسستنی

رشته ی میان خودم را

و خودت را

آنقدر ناگسستنی که خودم هم بشود خودت

اوج میگیرم تا شیرینی های وصال خیالی

آنقدر خودم محکم خودت میشود،

که حل میکنی مرا در خودت...

و من اذن دوم را هم گرفتم...

کبوترانه اذن را به مقصد حَرَمَت حواله کردند

همان شب هایی

که حاج علی میبُرد دلمان را محضر باب الجواد

جواز روضه میگرفتیم و

همان جا

به خاک می افتادیم

نجوا میکردیم امن یجیب را

برای دل زینب

خدا مادرم را کجا می برند

امن یجیب را برای گیسوان پریشان زینب

***

این روزها آرزوهایم را به صف میکشم

دانه دانه روانه میکنم

سوی آن شش گوشه ای که گوشه گوشه های دلم را به یغما برده

میدانم تا پرواز اجابت                                  فقط چند نفس است ....

فقط چند نفس....

نفس بده که برایت نفس بزنم

پ . ن : مهربان کاش زهیری بغلم میکردی

                    من به آغوش پر از لطف شما محتاجم



نوشته شده در چهارشنبه 92 خرداد 1ساعت ساعت 11:54 صبح توسط دلسوخته حسین| نظر

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin